تبليغاتX
یک جرعه زندگی


یک جرعه زندگی

 

به نامردی نامردان نمی خندم          اگرمردی شودپیدابه نامرددل نمی بندم

دراین دنیاکه مردانش عصای کورمی دزدند    من خوش باورنادان محبت جستجوکردم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت توسط امیرعلی | |

نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت توسط امیرعلی | |

كاش دفتر زندگي ام بدون صفحه اي از نام تو بود .كاش در شهر خاطراتم خانه ات ويران ميشد
وكاش پاسبان چشمانم وقتي كه چشمانت با نگاهي نگاهم را دزديد ،در خواب نبود

كاش عطر حضورت را به نبض روح من نمي پاشيدي و من فراموش مي كردم

رايحه ي خوش با من بودنت را
.
كاش با اسب نگاهت جاده هاي خاكي دلم را نمي تاختي و گرد و غبار رفتنت بر چشمانم اوار نمي شد
..
و كاش هر گاه به ماه اسمانت مي نگري مرا ميان هر انچه از من به ياد مي اوري ، پيدا كني

افسوس كه نه تو مرا به ياد مي اوري ونه من تو را از ياد مي برم
اگرچه ارزو داشتم كاش هرگز نمي ديدم ترا

نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط امیرعلی | |

نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط امیرعلی | |


Design By : Night Skin